الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )

42

كفاية الأصول ( فارسى )

* مراد از « او الّتى ينتهى اليها فى مقام العمل » چيست ؟ مباحث اصول عمليّه است كه در طرق استنباط واقع نمىشوند و لكن در مقابل عمل به آن‌ها نيازمنديم . * منظور از قواعد در عبارت « القواعد التى يمكن ان تقع . . . » چيست ؟ بيشتر مباحث باب الفاظ و بلكه تمام آن‌ها و نيز بيشتر مباحث ادلّه و امارات است . * چرا جناب آخوند ، اصول را ، مقيّد به قيد عمليه نمود و اين قسم از اصول را منتهى اليه در مقام عمل قرار داد ؟ شايد بدين خاطر است كه اصول شرعيّه مثل قواعد فقه از قبيل : قاعده طهارت و يا حليّت و امثالهم ، از قبيل قسم اول ، يعنى : قواعدى باشند كه در طريق استنباط احكام شرعى واقع مىشوند . * اصل در اصطلاح اصولى به چه دليلى اطلاق مىشود ؟ به دليلى اطلاق مىشود كه كاشف از حكم كلى باشد و نه اينكه مبيّن حكم جزئى خاص . * چرا دو اصل ، اصالة الطهارة و اصالة الحلية ، از جملهء اصول به حساب نمىآيند ؟ زيرا : در شبهات موضوعه اجراء مىشوند و اصول جاريه در شبهات موضوعيه براى استفاده احكام كلى به كار نمىروند . فى المثل : در جائى كه شك مىكنيم كه آيا اين مايع معيّن خارجى حلال است يا حرام ؟ و يا اينكه پاك است يا نجس ؟ از اصل اصالة الحليه و يا اصالة الطهاره استفاده مىكنيم . * * *